🇸🇦

هَل غَيرُ سَيلٍ مِن دَمٍ دافِقِ by عبد الرحيم محمود — Analysis & Translation

Original Poem

هَل غَيرُ سَيلٍ مِن دَمٍ دافِقِ يَروي غَليلَ الساخِطِ الحانِقِ أَم غَيرَ لَألاءِ الظِبا وَالقَنا يُزيلُ مِن قَلبي دُجى الغاسِقِِ كَرِهتُ ذا العالِمَ هَل مَأبَقٌ في عالَمٍ آخَرَ لِلآبِقِ ضاقَت بِيَ الدُنيا وَإِنّي بِها أَضيَقُ يا لي مِن فَتىً ضائِقِ روحِيَ عِبءٌ مُثقِلٌ عاتِقي أَيّانَ أَلقِى العِبءَ عَن عاتِقي تَغلو عَلى الناسِ وَلكِنَّني أَبيعُها لِلنّاسِ بِالدافِقِ مَتى أَراني بِتُّ طَيَّ الثَرى يَسحَقُني بِالكَلكَلِ الساحِقِ وَأَغمِضُ العَينَينِ عَن عالَمٍ لا يَعتَلى فيهِ سِوى الفاسِقِ يَحظى بِهِ الكَذّابُ بِالمُشتَهى وَالتَعسُ لِلمُخلِصِ وَالصادِقِ الخَيرُ وَالخُبزُ غَدا حِكرَةً لِبَعضِهِم وَالوَيلُ لِلسّارِقِ هُم أَوجَدوا السارِقَ مِن حاجَةٍ وَقيلَ هذي قِسمَةُ الخالِقِ يا مَنطِقاً لَم يُروَ عَن عاقِلٍ العَيُّ خَيرٌ مِنهُ لِلنّاطِقِ قَد مُحِقَ العَدلُ فَلا عادِلٌ أَما لِأَهلِ الأَرضِ مِن ماحِقِ مَتى أَرى الحَقَّ وَأَصحابَهُ يَعلونَ مِن أَدنى إِلى شاهِقِ وَأُبصِرُ الشَرَّ وَأَربابَهُ يَهوونَ مِن أَعلى إِلى ساحِقِ

Translation (Persian/Farsi)

آیا چیزی جز سیل خون جاری می‌تواند تشنگی فرد خشمگین را رفع کند؟ یا چیزی جز درخشش شمشیرها و نیزه‌ها می‌تواند تاریکی شب را از دلم بزداید؟ از این دنیا بیزارم، آیا راه فراری در دنیای دیگری برای فراریان وجود دارد؟ دنیا برایم تنگ شده و من در آن بیشتر در تنگنا هستم، ای وای از جوانی که در تنگناست روحم باری سنگین بر شانه‌هایم است چه زمانی این بار را از شانه‌هایم برمی‌دارم؟ برای مردم گران است اما من آن را به مردم به ارزانی می‌فروشم چه زمانی خود را در خاک می‌بینم که مرا با سنگینی خرد می‌کند؟ و چشمانم را از دنیایی می‌بندم که در آن جز فاسق برتری نمی‌یابد دروغگو در آن به آرزوهایش می‌رسد و بدبختی برای مخلص و صادق است خیر و نان برای برخی انحصاری شده و وای بر دزد آن‌ها دزد را از نیاز ایجاد کردند و گفته شد این تقسیم خالق است ای منطقی که از عاقل نقل نشده سکوت برای سخنگو بهتر از آن است عدالت نابود شده و هیچ عادلی نیست آیا برای اهل زمین از نابود کننده‌ای نیست؟ چه زمانی حق و یارانش را می‌بینم که از پایین به بالا می‌روند و شر و اربابانش را می‌بینم که از بالا به پایین سقوط می‌کنند

About the Poet

عبد الرحيم محمود (Modern Era)

عبد الرحيم محمود یکی از شاعران برجسته عرب در دوران معاصر بود. او در سال ۱۹۱۳ در فلسطین به دنیا آمد و در سال ۱۹۴۸ در جنگ استقلال فلسطین کشته شد. شعرهای او بیشتر به موضوعات ملی و اجتماعی می‌پردازد.

Historical Context

Literary Form
Classical Arabic Poetry
When Written
Modern Era
Background
این شعر به بیان نارضایتی و ناامیدی شاعر از وضعیت اجتماعی و اخلاقی زمانه‌اش می‌پردازد. شاعر از بی‌عدالتی و فساد در جامعه انتقاد می‌کند و آرزوی تغییر و بهبود وضعیت را دارد.

Sources: https://www.aldiwan.net/poem111694.html, https://poetspedia.com/poem/في-حالة-غضب.html, https://en.wikipedia.org/wiki/Arabic_poetry

Detailed Explanation

این شعر اثر عبد الرحیم محمود، شاعر معاصر عرب است که در آن به نارضایتی و ناامیدی از وضعیت اجتماعی و اخلاقی زمانه‌اش پرداخته است. شاعر از بی‌عدالتی و فساد در جامعه انتقاد می‌کند و آرزوی تغییر و بهبود وضعیت را دارد. او با استفاده از تصاویر قوی و استعاره‌های قدرتمند، احساسات خود را به تصویر می‌کشد. در این شعر، شاعر به مسائلی چون فساد، بی‌عدالتی، و نیاز به تغییر در جامعه اشاره می‌کند. او با بیان اینکه دروغگو به آرزوهایش می‌رسد و مخلص و صادق بدبخت می‌شوند، به تناقضات و نابرابری‌های اجتماعی اشاره دارد. همچنین، شاعر با استفاده از استعاره‌هایی مانند سیل خون و درخشش شمشیرها، شدت احساسات خود را نشان می‌دهد. این شعر به نوعی فریاد اعتراض شاعر به وضعیت زمانه‌اش است و او با آرزوی تغییر و بهبود وضعیت، به دنبال راهی برای فرار از این وضعیت است.

Themes

  • نارضایتی اجتماعی
  • بی‌عدالتی
  • فساد
  • آرزو برای تغییر

Literary Devices

  • استعاره: استفاده از تصاویر قوی مانند سیل خون و درخشش شمشیرها برای بیان احساسات
  • تضاد: مقایسه بین دروغگو و صادق، و بین خیر و شر
  • تشبیه: استفاده از تشبیهات برای توصیف وضعیت اجتماعی

Word Dictionary

Word Meaning Translation Transliteration
هَل آیا آیا واقعاً hal
غَيرُ جز غیر از ghayru
سَيلٍ سیل جریان آب saylin
مِن از از طرف min
دَمٍ خون خون جاری damin
دافِقِ جاری روان dafiqi
يَروي سیراب می‌کند آب می‌دهد yarwi
غَليلَ تشنگی عطش ghalila
الساخِطِ خشمگین عصبانی alsakhiti
الحانِقِ غضبناک خیلی عصبانی alhaniqi
أَم یا یا شاید am
لَألاءِ درخشش نور la'la'i
الظِبا شمشیرها تیغه‌ها al-dhiba
وَالقَنا و نیزه‌ها و نیزه‌ها wa-al-qana
يُزيلُ می‌زداید برطرف می‌کند yuzilu
قَلبي قلبم دل من qalbi
دُجى تاریکی ظلمت duja
الغاسِقِ شب شب تاریک al-ghasiqi
كَرِهتُ متنفرم بیزارم karihtu
ذا این این دنیا dha
العالِمَ جهان دنیا al-alama
مَأبَقٌ راه فرار پناهگاه ma'baqun
في در داخل fi
عالَمٍ جهان دنیا alam
آخَرَ دیگر دیگری akhar
لِلآبِقِ برای گریخته برای فراری lil-abqi
ضاقَت تنگ شده کوچک شده daqat
بِيَ بر من برای من biya
الدُنيا دنیا جهان al-dunya
وَإِنّي و من و من خودم wa-inni
بِها در آن در آنجا biha
أَضيَقُ تنگ‌ترم کوچک‌ترم adiqu
يا ای ای ya
لي وای وای بر من li
فَتىً جوانی پسر جوان fatan
ضائِقِ در تنگنا در تنگنا da'iqi
روحِيَ روحم جانم ruhiya
عِبءٌ بار بار سنگین ib'un
مُثقِلٌ سنگین خیلی سنگین muthaqilun
عاتِقي شانه‌هایم کتف‌هایم atiqi
أَيّانَ کی چه وقت ayyana
أَلقِى برمی‌دارم برمی‌دارم alqiy
العِبءَ بار وزن al-ib'a
عَن از از طرف an
تَغلو گران است گران است taghlu
عَلى بر روی ala
الناسِ مردم مردم al-nasi
وَلكِنَّني اما من اما من walakinni
أَبيعُها می‌فروشم می‌فروشم abi'uha
لِلنّاسِ به مردم به مردم lil-nasi
بِالدافِقِ به ارزانی به قیمت پایین bil-dafiqi
مَتى کی چه زمانی mata
أَراني خود را می‌بینم خودم را می‌بینم arani
بِتُّ شدم شدم bittu
طَيَّ در خاک در زیر tayya
الثَرى خاک زمین al-thara
يَسحَقُني مرا خرد می‌کند مرا له می‌کند yashaqni
بِالكَلكَلِ با سنگینی با فشار bil-kalkali
الساحِقِ خرد کننده له کننده al-sahiqi
وَأَغمِضُ می‌بندم می‌بندم wa-agmidu
العَينَينِ چشمانم چشم‌هایم al-aynayni
لا نه نه la
يَعتَلى برتری نمی‌یابد بالا نمی‌رود ya'tali
فيهِ در آن در آنجا fihi
سِوى جز غیر از siwa
الفاسِقِ فاسق گناهکار al-fasiqi
يَحظى می‌رسد به دست می‌آورد yahza
بِهِ در آن در آنجا bihi
الكَذّابُ دروغگو کسی که دروغ می‌گوید al-kadhabu
بِالمُشتَهى به آرزوهایش به خواسته‌هایش bil-mushtaha
وَالتَعسُ و بدبختی و بیچارگی wal-ta'su
لِلمُخلِصِ برای مخلص برای صادق lil-mukhlisi
وَالصادِقِ و صادق و راستگو wa-al-sadiqi
الخَيرُ خیر نیکی al-khayru
وَالخُبزُ و نان و غذا wa-al-khubzu
غَدا شده گردیده ghada
حِكرَةً انحصاری مختص hikratun
لِبَعضِهِم برای برخی برای بعضی li-ba'dihim
وَالوَيلُ و وای و بدبختی wa-al-wailu
لِلسّارِقِ برای دزد برای سارق lil-sariqi
هُم آن‌ها آن‌ها hum
أَوجَدوا ایجاد کردند به وجود آوردند awjadu
السارِقَ دزد سارق al-sariqa
حاجَةٍ نیاز احتیاج hajatin
وَقيلَ و گفته شد و گفته شد wa-qila
هذي این این hadhihi
قِسمَةُ تقسیم بخش qismatu
الخالِقِ خالق آفریننده al-khaliqi
مَنطِقاً منطق استدلال mantiqan
لَم نشد نشد lam
يُروَ نقل نشده گفته نشده yurwa
عاقِلٍ عاقل خردمند aqilin
العَيُّ سکوت خاموشی al-ayyu
خَيرٌ بهتر بهتر khayrun
مِنهُ از آن از آن minhu
لِلنّاطِقِ برای سخنگو برای گوینده lil-natiqi
قَد نابود شده از بین رفته qad
مُحِقَ نابود شده از بین رفته muhiqa
العَدلُ عدالت انصاف al-adlu
فَلا هیچ هیچ fala
عادِلٌ عادلی منصفی adilun
أَما آیا آیا ama
لِأَهلِ برای اهل برای مردم li-ahl
الأَرضِ زمین جهان al-ard
ماحِقِ نابود کننده از بین برنده mahiqi
أَرى می‌بینم مشاهده می‌کنم ara
الحَقَّ حق درستی al-haqqa
وَأَصحابَهُ و یارانش و دوستانش wa-ashabahu
يَعلونَ می‌روند بالا می‌روند ya'luna
أَدنى پایین پایین adna
إِلى به به ila
شاهِقِ بالا بلند shahiqi
وَأُبصِرُ و می‌بینم و مشاهده می‌کنم wa-ubsiru
الشَرَّ شر بدی al-sharra
وَأَربابَهُ و اربابانش و صاحبانش wa-arbabahu
يَهوونَ سقوط می‌کنند پایین می‌آیند yahwuna
أَعلى بالا بلند a'la
ساحِقِ پایین پایین sahiqi

Want to analyze your own poem?

Paste any poem in 180+ languages and get an instant AI-powered analysis with translation, explanation, poet biography, and literary devices.

Try Poetry Explainer — Free